بیان مسئله:
بذل و بخشش، یکی از برجستهترین صفات اخلاقی پیامبر اکرم (ص) است که در سیره و زندگی ایشان به عنوان یک اصل اساسی و راهبردی مورد توجه قرار گرفته است.
از مهمترین جنبههای زندگی بشر در اسلام، بحث اخلاقیات و امور اخلاقی است و توجه به مکارم اخلاق در اسلام بسیار مورد توجه بوده، تا آنجا که پیامبر (ص) در بیان دلیل بعثت خود میفرمایند: «بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» (۱)؛ «من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را به کمال برسانم».
بذل و بخشش، یکی از مصادیق بارز این مکارم اخلاقی است که در سیره نبوی به اوج خود رسیده است. از بخشش قاتل عموی عزیز و عفو عمومی مشرکان قریش در روز فتح مکه، تا جذب قبایل مختلف با انفاق و بخشش، همه و همه نشان از جایگاه والای این صفت در مکتب انسانساز اسلام دارد.
این مقاله، با بررسی ابعاد مختلف بذل و بخشش در سیره نبوی، در پی تبیین نقش این صفت اخلاقی در جذب افراد، گسترش اسلام و تثبیت حکومت اسلامی است.
ضرورت مسئله:
در دنیای امروز که جامعه بشری با بحرانهای اخلاقی و معنوی فراوانی مواجه است و الگوهای انحرافی، جایگزین سیره انبیا و اولیای الهی شدهاند، بازخوانی و تبیین سیره عملی پیامبر اکرم (ص) در بذل و بخشش، ضرورتی انکارناپذیر است.
آشنایی با این سیره، میتواند چراغ راه مؤمنان در مسیر اصلاح اخلاق فردی و اجتماعی باشد و الگویی ارزشمند برای مدیران، مسئولان و همه کسانی که در پی جذب قلوب و ایجاد محبت در جامعه هستند، ارائه دهد.
همچنین، با توجه به هجمههای فرهنگی و شبهات علیه مکتب اهل بیت (ع)، تبیین سیره نبوی در بذل و بخشش و تطبیق آن با نیازهای امروز، میتواند به تقویت باورهای دینی و مقابله با تهاجمات فرهنگی کمک شایانی کند.
این مقاله، با بررسی ابعاد مختلف این موضوع، گامی در جهت تبیین سیره نبوی و پاسخگویی به نیازهای فکری و اعتقادی جامعه امروز خواهد بود.
اهداف مقاله:
در این مقاله، با بررسی روایات و سیره عملی پیامبر اکرم (ص)، به تبیین جایگاه بذل و بخشش در اسلام و نقش آن در جذب افراد، گسترش اسلام و تثبیت حکومت اسلامی پرداخته خواهد شد.
همچنین، با استناد به روایات و سیره نبوی، ابعاد مختلف بذل و بخشش از جمله عفو و گذشت، میانهروی در بخشش، جذب مخالفان با «مؤلفة القلوب»، و تشویق به بذل و پرهیز از بخل مورد بررسی قرار میگیرد و در نهایت، پیامهای تربیتی و اجتماعی این سیره برای نسل امروز استخراج خواهد گردید.
بذل و بخشش در سیره نبوی؛ از مکارم اخلاق تا جذب قلوب
بخش اول: جایگاه اخلاق در اسلام و بعثت پیامبر اکرم (ص)
🔹 اخلاق؛ محور اصلی بعثت پیامبر اکرم (ص)یکی از مهمترین جنبههای زندگی بشر در اسلام، بحث اخلاقیات و امور اخلاقی است. توجه به مکارم اخلاق در اسلام بسیار مورد توجه است و احادیث و روایات زیادی در این باب نقل شده است.
رسول اکرم (ص) در بیان دلیل بعثت خود میفرمایند: «بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» (۱)؛ «من مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را به کمال برسانم».
این حدیث شریف، نشان از جایگاه والای اخلاق در نظام اسلامی دارد و بیانگر آن است که تمام تلاش پیامبر (ص) برای اصلاح جامعه بشری، بر پایه اخلاق نیکو و ترویج فضایل اخلاقی استوار بوده است.
بعثت پیامبر (ص) برای تکمیل مکارم اخلاق، نشان میدهد که اخلاق، هدف نهایی رسالت انبیاست و همه احکام و آموزههای دینی، در خدمت تربیت اخلاقی انسانها قرار دارد.
🔹 مکارم اخلاق؛ هدف نهایی رسالت انبیا
تأکید پیامبر (ص) بر تکمیل مکارم اخلاق، نشان میدهد که اخلاق، ستون دین است و بدون آن، عبادات و دیگر احکام، ارزش واقعی خود را از دست میدهند. قرآن کریم نیز در آیات متعددی، اخلاق نیکو را از صفات مؤمنان راستین برشمرده است.
در حقیقت، اخلاق، روح دین است و عمل به احکام دینی، باید به تربیت اخلاقی انسان منجر شود. هر چه انسان در مسیر اخلاق، گام بردارد، به کمال و سعادت واقعی نزدیکتر میشود.
پیامبر (ص) با این بیان، به تمام مسلمانان میآموزد که دین اسلام، تنها به ظواهر عبادی خلاصه نمیشود، بلکه هدف نهایی آن، تربیت انسانهای اخلاقمدار و متعهد به ارزشهای الهی است و بدون اخلاق، هیچ عملی در پیشگاه خداوند ارزش چندانی ندارد.
بخش دوم: بذل و بخشش؛ مصداق بارز مکارم اخلاق
🔹 آراستگی اسلام به مکارم اخلاقالنبهانی در کتاب خود «وسائل الوصول الی شمائل الرسول (ص)»، به نقل از غزالی، از معاذ بن جبل نقل کرده است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ حَفَّ الْإِسْلَامَ بِمَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ وَ مَحَاسِنِ الْأَعْمَالِ» (۲)؛ «همانا خداوند اسلام را به مکارم اخلاق و محاسن اعمال آراسته است».
این حدیث شریف، نشان از آن دارد که اسلام، دینی است که اساس آن بر پایه اخلاق نیکو و اعمال پسندیده استوار شده است. خداوند متعال، اسلام را با بهترین صفات اخلاقی و زیباترین اعمال، زینت بخشیده است و این ویژگیها، از جمله امتیازات این دین الهی به شمار میرود.
🔹 بذل و بخشش؛ یکی از مصادیق مکارم اخلاق
النبهانی در ادامه، بذل و بخشش را یکی از مصادیق مکارم اخلاق و محاسن الاعمال میخواند. بذل، به معنای بخشیدن و از خودگذشتگی در راه خدا و برای رضای اوست و یکی از بارزترین جلوههای اخلاق نیکو در اسلام محسوب میشود.
خداوند در قرآن کریم، مؤمنان را به بذل و انفاق در راه خدا فرا خوانده و آن را نشانه ایمان راستین معرفی کرده است: «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ» (۳)؛ «مثل کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق میکنند، مانند دانهای است که هفت خوشه بروید که در هر خوشه صد دانه باشد».
بخشش و ایثار، از صفات برجسته پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) بوده است و آنان همواره در راه خدا، از جان و مال خود گذشتند و این بذل و بخشش، به عنوان یکی از والاترین فضایل اخلاقی در اسلام شناخته شده است.
بخش سوم: پیامبر اکرم (ص) بخشندهترین مردم
🔹 سخاوت بینظیر پیامبر (ص) در ذات و طبیعتدر خبری از ابنعباس، بذل و بخشش پیامبر اکرم (ص) اینگونه بیان شده است: «رسول خدا (ص) فی نفسه و قطع نظر از احوال و صفاتی که به دلیل رسالت به آنان آراسته بودند، سخیترین مردم بودند و مشتاقترین مردم برای انجام اعمال خیر در راه خدا و برای خدا شخص ایشان بود» (۴).
در این خبر، به سخاوت ذاتی و بینظیر پیامبر (ص) اشاره شده است که ریشه در طبیعت پاک و نفس زکیه ایشان داشت. سخاوت ایشان، نه یک صفت اکتسابی، بلکه بخشی از وجود مبارکشان بود و در تمام لحظات زندگی، از ایشان سزاوارترین و بخشندهترین فرد در میان مردم بود.
ایشان در انجام اعمال خیر و کارهای نیک، از همه مردم مشتاقتر بودند و هیچگاه از کمک به دیگران و انجام کارهای خداپسندانه، دریغ نمیورزیدند.
🔹 برآوردن نیازها و وفای به وعده
در ادامه این خبر آمده است که پیامبر (ص) «نفع میرساندند به بندگان خدا از هر راهی با برآوردن نیازهایشان و برداشتن بارهای سنگین از دوش آنان» (۴).
در این روایت، به گستره بذل و بخشش پیامبر (ص) اشاره شده است که تنها به بخشش مالی محدود نمیشد، بلکه شامل هرگونه کمک و یاری به بندگان خدا در تمام عرصهها بود.
همچنین در این خبر تصریح شده است که «پیامبر (ص) زمانی که دست به چیزی مییافتند، آن را بذل مینمودند، و اگر چیزی نداشتند، وعده میدادند و خلاف وعده نمینمودند و به هر کسی آنقدر بخشش مینمودند که حاجت وی کاملاً برآورده گردد» (۴). این ویژگیها، نشان از اوج سخاوت، صداقت و کرامت انسانی پیامبر (ص) دارد که در هر شرایطی، نیازمندان را ناامید نمیکردند.
بخش چهارم: عفو حبشی؛ الگوی بخشش پیامبر اکرم (ص)
🔹 بخشش قاتل عموی عزیز؛ اوج بزرگواری پیامبر (ص)به راستی به غیر از آن سرور کائنات و خاتم رسولان حق، چه کسی میتوانست آن قدر بزرگوار باشد که قاتل عموی عزیزش را ببخشد؟
در این روایت، به اوج بزرگواری و بخشش پیامبر اکرم (ص) اشاره شده است که با وجود کشته شدن عموی عزیزش حضرت حمزه (ع) در جنگ احد به دست وحشی حبشی، ایشان با عفو و گذشت خود، چهرهای بینظیر از اخلاق نبوی به نمایش گذاشتند (۶).
بخشش قاتل عموی عزیز، نشان از عظمت روح و بزرگی اخلاق پیامبر (ص) دارد که از هیچ کینه و انتقامجویی بهرهای نداشت و تنها به هدایت و نجات انسانها میاندیشید. این رفتار، الگویی کامل برای مؤمنان در عفو و گذشت است.
🔹 عفو و گذشت؛ از مصادیق بارز مکارم اخلاق
عفو و بخشش پیامبر (ص) در برابر کسانی که به ایشان و خاندانش ستم کردند، تنها به وحشی حبشی محدود نمیشد، بلکه ایشان همواره با عفو و گذشت، با دشمنان خود رفتار میکردند.
این ویژگی، از مصادیق بارز مکارم اخلاق است که در سیره نبوی به وفور دیده میشود و نشان از آن دارد که پیامبر (ص) حتی در سختترین شرایط، از مسیر اخلاق نیکو خارج نمیشدند. عفو و گذشت،یکی از بالاترین درجات اخلاقی است که در قرآن نیز به آن تأکید شده است:
«فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (۷)؛ «پس از آنان درگذر و چشم بپوش که خداوند نیکوکاران را دوست دارد». این آیه، نشان از جایگاه والای عفو و گذشت در اسلام دارد و پیامبر (ص) با سیره عملی خود، بهترین الگو در این زمینه بودند.
بخش پنجم: عفو قریش؛ اوج بخشش پیامبر اکرم (ص) در فتح مکه
🔹 عفو عمومی در روز فتح مکهچه کسی میتوانست کفار و مشرکین قریش را بعد از آن همه اذیت و توهین و آزار مورد بخشش قرار دهد و در روز فتح مکه سخنان خود را چنین آغاز نماید: «سپاس خدایی را که وعده خویش را انجام داد و بنده خود را یاری کرد و به تنهایی گروهها را شکست داد. شما چه میگویید و چه میپندارید؟». گفتند: نیک میگوییم و نیک میپنداریم، برادری بزرگوار و فرزند برادری بزرگوار هستی که قدرت یافتهای (۷).
در این روز تاریخی، پیامبر (ص) با عفو عمومی، تمام آزارها، بدیها، کینهتوزیها و جنگهای بیرحمانه قریش را نادیده گرفت و با چشمانی اشکبار و دلی سرشار از محبت، فرمودند: «من همان را میگویم که برادرم یوسف گفت: امروز بر شما ملامتی نیست، خداوند بیامرزدتان، او مهربانترین مهربانان است.
اذهَبوا فَأَنتُمُ الطُّلَقاءُ»؛ «بروید که شما آزادشدگان هستید». از این رو به اهل مکه «طُلَقاء» میگویند (۷). این عفو و گذشت حیرتانگیز رسول اکرم (ص)، از زیباترین و درخشانترین جلوههای مهر و محبت بود که در طول تاریخ بشر نمونهای برای آن نمیتوان یافت.
🔹 کرامت انسانی و بزرگواری بینظیر پیامبر (ص)
عفو قریش در روز فتح مکه، نشان از کرامت انسانی و بزرگواری بینظیر پیامبر (ص) دارد. ایشان با وجود تمام آزارهایی که از مشرکان مکه دیده بودند، آنان را نه تنها مجازات نکردند، بلکه با عفو و بخشش خود، آنان را به کرامت انسانی بازگرداندند و این رفتار، الگویی کامل برای تمام مؤمنان در عفو و گذشت است.
همچنین از جابر بن عبدالله (ع) روایت شده است که: «از رسول خدا (ص) هیچ چیز خواسته نشد که بگوید: نه» (۸). این ویژگی، نشان از اوج بخشندگی و کرامت اخلاقی پیامبر (ص) دارد که هیچگاه نیازمندی را ناامید نمیکردند و با عفو و بخشش خود، قلوب مردم را تسخیر میکردند.
بخش ششم: میانهروی در بذل و بخشش؛ اعتدال در سیره نبوی
🔹 ضرورت میانهروی در تمام امور زندگیمیانهروی و اعتدال و دوری از افراط و تفریط در تمامی جنبههای زندگی بشر لازم و ضروری است و حدیث معروف پیامبر اکرم (ص): «خَیْرُ الْأُمُورِ أَوْسَاطُهَا» (۱۰)؛ «بهترین کارها میانهروی است»، مؤید و مبین همین نکته است. در مساله بخشش و بذل نیز این قاعده جاری است و در سیره پیامبر (ص) نیز این امر به خوبی مشاهده میشود.
با وجود اینکه پیامبر (ص) به دلیل غایت جود و سخا، گاه دست و دلبازی بیحد و حصر از خود نشان میدادند، قرآن کریم در مقام تذکر، ایشان را به میانهروی و اعتدال در بخشش امر فرموده است.
🔹 بخشش بینظیر پیامبر (ص) و تذکر الهی
در سنن النبی، در باب آداب معاشرت، از عجلان نقل شده است که گوید: خدمت امام صادق (ع) بودم که سائلی آمد، امام برخاست و از سبدی که در آن خرما بود، دست خود را پر کرد و به سائل داد.
سائلی دیگر آمد، امام دوباره برخاست و مشتی خرما برداشت و به او داد. سائل سومی آمد، باز برخاست و مشتی خرما برداشت و به او داد. بار چهارم سائل دیگر آمد، امام فرمود: خداوند روزیرسان ما و شماست!
سپس فرمود: کسی از رسول خدا (ص) چیزی از دنیا نمیخواست؛ مگر اینکه عطا میفرمود، تا آنکه زنی پسر خود را نزد آن حضرت فرستاد و به او گفت: نزد حضرت برو و از او چیزی بخواه، اگر فرمود: فعلا چیزی نداریم،بگو: پیراهن خود را به من بده.
امام فرمود: آن حضرت پیراهن خویش را درآورد و به او عطا فرمود (۱۱). آنگاه خداوند آن حضرت را به میانهروی امر فرمود و این آیه را خواند: «وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً» (۱۲)؛ «دست خود را به گردنت مبند (بخل مورز) و نیز به طور کلی باز مکن (هر چه داری مده) که در غیر این صورت ملول و دلتنگ خواهی نشست».
🔹 تذکر الهی در آیه میانهروی
آیه شریفه «وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ» (۱۲)، به روشنی به مسلمانان میآموزد که در امر انفاق و بخشش، باید مسیر اعتدال را پیش گیرند. بخل و امساک، انسان را به ملامت و سرزنش دیگران دچار میسازد و اسراف و زیادهروی نیز موجب پشیمانی و حسرت میشود.
این آیه، یک اصل کلی در نظام اقتصادی و اخلاقی اسلام است که مؤمنان را به رعایت اعتدال در تمام امور مالی دعوت میکند و آن را از نشانههای ایمان واقعی برمیشمارد.
پیامبر (ص) نیز با وجود بخششهای فراوان و بینظیر خود، از این قاعده مستثنا نبودند و قرآن کریم با نزول این آیه، ایشان را به رعایت اعتدال در بخشش امر فرمود که نشان از اهمیت فوقالعاده این اصل در اسلام دارد.
🔹 سیره عملی امام صادق (ع) در میانهروی
در روایت عجلان، سیره عملی امام صادق (ع) نیز نشان از میانهروی در بخشش دارد. ایشان سه بار با سخاوت و بخشندگی به سائلان عطا کردند، اما در بار چهارم، با وجود میل به بخشش، به دلیل رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف، از بخشش خودداری کردند و فرمودند: «خداوند روزیرسان ما و شماست» (۱۱).
این رفتار، الگویی کامل برای مؤمنان است که در عین سخاوت و بخشندگی، نباید از حد اعتدال خارج شوند و باید همواره میانهروی را در تمام امور زندگی خود سرلوحه قرار دهند. این سیره، نشان از جامعیت آموزههای اهل بیت (ع) دارد که هم به بخشش و سخاوت تأکید دارند و هم به رعایت اعتدال و پرهیز از اسراف.
بخش هفتم: جذب افراد با بذل و بخشش؛ راهبرد مؤلفة القلوب
🔹 بذل و بخشش؛ شیوهای برای جذب دشمنانبذل مال و بخشش، یکی از شیوههای بسیار ظریف و ابتکاری پیامبر (ص) برای جذب افراد و دلگرم نمودن آنان برای پیوستن به اسلام بوده است. ایشان با این شیوه، دلهای کسانی که با بغض اسلام آکنده بود را نسبت به این مذهب نرم گردانیده و به این طریق سرسختترین دشمنان اسلام را به تسلیم شدن وادار نمودهاند. این شیوه که در تاریخ اسلام از آن به «مؤلفة القلوب» یاد میشود، بیشک یکی از مهمترین راهبردهای سیاسی آن نبی گرامی برای پیروزی اسلام بوده است.
🔹 بخشش به سران عرب در روز حنین
زراره از امام باقر (ع) روایتی را نقل میکند به این مضمون که رسول خدا (ص) در روز حنین، عدهای از سران عرب را که از قبیلههای قریش و مضر بودند، مورد لطف و بخشش قرار داد. از جمله ابوسفیان بن حرب و عیینة بن حصن فزاری و امثال آنها که از «مؤلفة قلوبهم» محسوب میشدند.
این عده به صورت ظاهری و زبانی مسلمان شده بودند، با این حال در بعضی از آنچه محمد (ص) آورده بود، شک داشتند؛ برای همین خداوند به پیامبر دستور داد که با بذل و بخشش مال، دلهای آنها را با خود همراه کند تا اسلامشان نیکو شود و بر دینی که پذیرفتهاند، ثابت قدم بمانند (۱۴).
🔹 اعتراض برخی مسلمانان به سیاست مؤلفة القلوب
هر چند که برخی از مسلمین و بالاخص انصار به این شیوه و عمل پیامبر (ص) اعتراض نموده و مخالفت خود را نیز به انحای گوناگون نشان دادند. در روز حنین، رسول خدا (ص) چهار شتر به عباس بن مرداس داد، وی غضبناک شد و اشعاری سرود و اعتراض خود را ابراز داشت.
این اعتراض به گوش پیامبر (ص) رسیده و ایشان او را احضار کردند و به امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «زبان عباس را جدا کن». علی (ع) دست او را گرفت و با او به کناری رفت. عباس که از این رفتار به شدت ناراحت شده بود، از علی (ع) درخواست شفاعت کرد، اما حضرت فرمودند که ماموریت خود را انجام میدهد. سپس او را به آبگاهها برد و فرمود میان چهار تا صد شتر را برای خود انتخاب کن.
عباس که از اشتباه خود پشیمان شده بود، عرض کرد: پدر و مادرم فدای شما، چقدر خانواده کریم، بردبار و دانا هستید. در نهایت علی (ع) به او فرمود که همان چهار شتر پیامبر را بپذیرد و خوشنود باشد و عباس نیز پذیرفت (۱۵).
🔹 تدبیر پیامبر (ص) در جذب دشمنان
پیامبر اعظم (ص) با تدبیر و کیاست خود، بسیاری از دشمنان اسلام را با سلاح بذل و بخشش به تسلیم وا داشتند. ایشان با این سیاست هوشمندانه، نه تنها از بروز جنگهای جدید جلوگیری کردند، بلکه با جذب سران قبایل، زمینه را برای گسترش اسلام و تثبیت حکومت اسلامی فراهم نمودند. این شیوه، نشان از درایت و مدیریت بینظیر پیامبر (ص) در اداره جامعه نوپای اسلامی دارد و الگویی برای رهبران و مدیران در جذب مخالفان و ایجاد وحدت اجتماعی است.
بخش هشتم: ناپسندی بخل و تشویق به بذل
🔹 خسیسترین مردم در نگاه پیامبر (ص)رسول اکرم (ص) در این باره میفرمایند: «إِنَّ أَبْخَلَ النَّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلَامِ وَ أَجْوَدَ النَّاسِ مَنْ جَادَ بِنَفْسِهِ وَ مَالِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» (۱۷)؛ «خسیسترین مردم کسی است که در سلام کردن خست به خرج دهد و بخشندهترین مردم کسی است که با جان و مال در راه خدا جهاد کند».
در این روایت شریف، پیامبر (ص) بخل را نه تنها در مال، بلکه در سلام کردن نیز نکوهش کردهاند و سلام کردن را که یک عمل ساده و بیهزینه است، نشانه سخاوت و بزرگواری معرفی نمودهاند.
این حدیث، به مؤمنان میآموزد که بخل، صفتی نکوهیده است که در تمام ابعاد زندگی، حتی در سلام کردن و برخوردهای اجتماعی، باید از آن پرهیز کرد. سلام کردن، یک عمل عبادی و نشانه محبت و برادری است و کسی که در این کار خسیس باشد، در حقیقت از یکی از سادهترین راههای کسب پاداش الهی محروم میماند.
در مقابل، بخشندهترین مردم کسی است که با جان و مال خود در راه خدا جهاد کند و این بالاترین درجه سخاوت و ایثار است که انسان میتواند به آن دست یابد.
🔹 جهاد با جان و مال؛ اوج بخشندگی
پیامبر (ص) در ادامه این حدیث، بخشندهترین مردم را کسانی معرفی میفرمایند که با جان و مال خود در راه خدا جهاد میکنند. این جمله، نشان از آن دارد که بذل و بخشش، تنها به انفاق مالی محدود نمیشود، بلکه بالاترین درجه آن، جهاد با جان و مال در راه خداست.
کسی که در راه خدا، از جان و مال خود میگذرد، در حقیقت به اوج سخاوت و ایثار دست یافته است و این عمل، نشان از ایمان قوی و عشق به خداوند دارد. جهاد در راه خدا، نه تنها یک وظیفه دینی، بلکه یک فرصت برای رسیدن به بالاترین درجات کمال و قرب الهی است و کسانی که در این مسیر گام برمیدارند، در زمره بخشندهترین و بزرگوارترین انسانها قرار میگیرند.
این حدیث، مؤمنان را به دو نکته اساسی دعوت میکند: نخست، پرهیز از بخل و خساست در امور ساده و روزمره مانند سلام کردن و دوم، تلاش برای رسیدن به درجه عالی سخاوت که همان جهاد با جان و مال در راه خداست.
🔹 تلههای شیطان در مسیر بذل و بخشش
رسول اکرم (ص) در این باره میفرمایند: «إِنَّ لِلشَّیْطَانِ مَصَالِیَ وَ فُخُوخاً، وَ إِنَّ مِنْ مَصَالِیهِ وَ فُخُوخِهِ الْبَطَرَ بِنِعَمِ اللَّهِ تَعَالَى وَ الْفَخْرَ بِعَطَاءِ اللَّهِ وَ الْکِبْرَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ وَ اتِّبَاعَ الْهَوَى فِی غَیْرِ ذَاتِ اللَّهِ» (۱۸)؛ «شیطان دامها و تلههایی دارد و از دامها و تلههای او مغرور شدن به نعمتهای خداوند و تفاخر به بخششهای او و تکبر کردن با بندگانش و پیروی از هوس در کار او است».
در این روایت، پیامبر (ص) به یکی از مهمترین آسیبهای اخلاقی در مسیر بذل و بخشش اشاره میفرمایند که شیطان با دامهای خود، انسان را از مسیر صحیح خارج میسازد.
مغرور شدن به نعمتهای الهی، تفاخر به بخششهای خداوند، تکبر بر بندگان و پیروی از هوس، از جمله تلههایی هستند که شیطان برای انسان میگسترد تا او را از اخلاص دور سازد.
کسی که بذل و بخشش میکند، باید مراقب باشد که این عمل، او را به غرور و تکبر نکشاند و همواره به یاد داشته باشد که تمام نعمتها از سوی خداوند است و بخشش، وسیلهای برای تقرب به اوست، نه ابزاری برای فخر فروشی و خودنمایی.
این روایت، به مؤمنان میآموزد که در مسیر بذل و بخشش، باید از دامهای شیطان برحذر باشند و با تواضع و اخلاص، این عمل نیک را به جا آورند.
🔹 دستهای سهگانه در نظام بخشش الهی
رسول اکرم (ص) در این باره میفرمایند: «الْأَیْدِی ثَلَاثَةٌ: فَیَدُ اللَّهِ الْعُلْیَا، وَ یَدُ الْمُعْطِی الَّتِی تَلِیهَا، وَ یَدُ السَّائِلِ السُّفْلَى، فَأَعْطِ الْفَضْلَ وَ لَا تَعْجَزْ عَنْ نَفْسِکَ» (۱۹)؛ «دستها سه گونهاند: دست خداوند بالا است و دست دهنده، بعد از آن است و دست گیرنده، پایین است.
پس عطا کن و دست بسته نباش». در این روایت شریف، پیامبر (ص) با بیانی زیبا، نظام بخشش و عطا را به سه دست تقسیم میفرمایند که بالاترین آنها دست خداست و پس از آن، دست کسی که بخشش میکند و در نهایت، دست گیرنده که پایینترین مرتبه را دارد.
این تقسیمبندی، به مؤمنان میآموزد که بخشش، نه تنها یک عمل نیک، بلکه نشانهای از هماهنگی با نظام الهی است و کسی که میبخشد، در جایگاهی والا و پس از دست خداوند قرار دارد.
پیامبر (ص) با این بیان، مؤمنان را به بخشش و عطا تشویق میفرمایند و از آنان میخواهند که در راه خدا، از بخشش دریغ نکنند و دست خود را باز نگه دارند.
🔹 دو خلق محبوب خدا و دو خلق مغضوب
رسول اکرم (ص) در این باره میفرمایند: «خُلُقَانِ یُحِبُّهُمَا اللَّهُ وَ خُلُقَانِ یُبْغِضُهُمَا اللَّهُ، فَأَمَّا الَّذَانِ یُحِبُّهُمَا اللَّهُ فَالسَّخَاءُ وَ السَّمَاحَةُ، وَ أَمَّا اللَّذَانِ یُبْغِضُهُمَا اللَّهُ فَسُوءُ الْخُلُقِ وَ الْبُخْلُ، وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَیْراً اسْتَعْمَلَهُ عَلَى قَضَاءِ حَوَائِجِ النَّاسِ» (۲۰)؛ «خداوند دو صفت را دوست دارد و دو صفت را دشمن. دو صفتی که دوست دارد، بخشش است و گذشت و دو صفتی که دشمن دارد، بداخلاقی است و بخل.
و همین که خدا برای بندهای نیکی بخواهد، او را برای رفع نیازهای مردم به کار میگیرد». در این روایت، پیامبر (ص) به روشنی، صفات محبوب و مغضوب الهی را معرفی میفرمایند.
بخشش و گذشت، دو صفتی هستند که محبت الهی را به همراه دارند و انسان را به خداوند نزدیک میسازند، در حالی که بداخلاقی و بخل، از صفات نکوهیدهای هستند که موجب دوری از رحمت الهی میشوند.
همچنین، نشانه خیرخواهی خداوند برای بنده این است که او را برای رفع نیازهای مردم به کار میگیرد و این خود، نشان از جایگاه والای خدمت به خلق خدا در نظام ارزشی اسلام دارد. این روایت، مؤمنان را به کسب صفات محبوب الهی و پرهیز از صفات مغضوب دعوت میکند و نشان میدهد که بذل و بخشش، نه تنها یک عمل نیک، بلکه وسیلهای برای جلب محبت الهی است.
حقایق ایمان در کلام پیامبر (ص)
رسول اکرم (ص) در این باره به امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «یَا عَلِیُّ ثَلَاثٌ مِنْ حَقَائِقِ الْإِیمَانِ: الْإِنْفَاقُ مِنَ الْإِقْتَارِ، وَ إِنْصَافُکَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ، وَ بَذْلُ الْعِلْمِ لِلْمُتَعَلِّمِ» (۲۱)؛ «ای علی! سه چیز از حقایق ایمان است: نخست تنگ گرفتن بر خود و اهل خود برای نفقه کردن، و با مردم اگر چه به زیان خود باشد کار به عدل راندن، و در تعلیم عموم با شاگردان بخل نورزیدن».
در این روایت، پیامبر (ص) سه ویژگی را به عنوان حقایق ایمان معرفی میفرمایند که هر یک، نشان از عمق و حقیقت ایمان یک مؤمن دارد.
نخست، انفاق در حال تنگدستی است که نشان از ایثار و گذشت در سختترین شرایط دارد. دوم، انصاف با مردم حتی به زیان خود، که نشان از عدالت و انصاف بینظیر مؤمن است.
و سوم، بذل علم به شاگردان بدون هیچ بخل و دریغی، که نشان از اهمیت علم و دانش در اسلام و تشویق به نشر آن دارد. این سه ویژگی، نشان از آن دارد که ایمان واقعی، تنها به گفتار و ظواهر خلاصه نمیشود، بلکه در عمل و رفتار انسان تجلی مییابد و کسی که به این سه خصلت آراسته باشد، به حقیقت ایمان دست یافته است.
از میان این سه، «بذل العلم للمتعلم» به خوبی نشان میدهد که بذل و بخشش، تنها به مال و ثروت محدود نمیشود، بلکه شامل علم و دانش نیز میگردد و مؤمن باید در راه نشر علم و آگاهی، از هیچ کوششی دریغ نورزد. این روایت، به ویژه برای عالمان و معلمان، پیامی روشن دارد که آموزش علم، نوعی بذل و بخشش والاست که پاداش آن نزد خداوند بسیار عظیم است و از انفاق مالی نیز فروتر نیست.
🔹 بخشش مازاد و آغاز از نزدیکان
رسول اکرم (ص) در این باره میفرمایند: «یَا ابْنَ آدَمَ، إِنْ تَبْذُلِ الْفَضْلَ خَیْرٌ لَکَ، وَ إِنْ تُمْسِکْهُ شَرٌّ لَکَ، وَ لَا تُلَامُ عَلَى الْکَفَافِ، وَ ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ، وَ الْیَدُ الْعُلْیَا خَیْرٌ مِنَ الْیَدِ السُّفْلَى» (۲۳)؛ «ای فرزند آدم، اگر تو افزون بر نیاز خود را ببخشی برایت بهتر است، اگر آن را نگاه داری برایت شرّ است، بر میزان نیاز سرزنش نمیشوی و بخشش را از نزدیکانت آغاز کن و دست برتر [بخشنده] از دست زیرین [گیرنده] بهتر است».
در این روایت، پیامبر (ص) به یکی از مهمترین اصول بخشش و انفاق اشاره میفرمایند که بخشش مازاد بر نیاز، نه تنها به نفع دیگران است، بلکه برای خود بخشنده نیز بهتر و خیر است.
ایشان با بیان اینکه نگهداری مازاد بر نیاز، شرّ است، مؤمنان را به انفاق و بخشش تشویق میکنند و به آنان میآموزند که نباید از آنچه فراتر از نیازشان است، به عنوان سرمایهای برای خودنگهداری استفاده کنند.
همچنین، پیامبر (ص) تأکید میفرمایند که بخشش باید از نزدیکان آغاز شود و این خود، نشان از نظام منسجم و دقیق اسلام در امر انفاق دارد که ابتدا باید به خانواده و خویشان رسیدگی کرد و سپس به دیگران. در پایان، ایشان با بیان «دست برتر از دست زیرین بهتر است»، برتری بخشنده بر گیرنده را یادآور میشوند و مؤمنان را به جایگاه والای انفاق و بخشش در اسلام رهنمون میسازند
🔹 بخشش بر اهل مسکنت؛ ویژگی مؤمنان راستین
رسول اکرم (ص) در نخستین روز دعوت خود، در خطبهای که قدیمیترین خطبه ایشان محسوب میشود، فرمودند: «طُوبَى لِمُؤْمِنٍ جَمَعَ مَالاً مِنْ غَیْرِ مَعْصِیَةٍ، وَ أَنْفَقَهُ فِی غَیْرِ مَعْصِیَةٍ، وَ بَذَلَ مِنْهُ لِأَهْلِ الْمَسْکَنَةِ، وَ تَجَنَّبَ الْمُتَکَبِّرِینَ الْفَخَّارِینَ وَ أَهْلَ الدُّنْیَا. طُوبَى لِمَنْ حَسُنَ خُلُقُهُ، وَ بَذَلَ مَعْرُوفَهُ، وَ کَفَّ شَرَّهُ عَنِ النَّاسِ» (۲۳)؛ «خوشا آن مؤمن که مالی، نه از معصیت، فراهم آرد و در غیر معصیت خرج کند و از آن بر اهل مسکنت ببخشد و از متکبران فخرفروش و دنیادوستان دوری کند. خوشا آنکه خوی وی با مردم نیکو باشد و کمک خویش بذل ایشان کند و شر خویش از آنها بر دارد».
در این خطبه، پیامبر (ص) با بیانی جامع، ویژگیهای یک مؤمن واقعی را ترسیم میفرمایند. از جمله این ویژگیها، کسب مال از راه حلال و پرهیز از معصیت در هزینه کردن آن است که نشان از پاکی و طهارت مال دارد. سپس به بخشش به اهل مسکنت اشاره میفرمایند که نشان از توجه ویژه اسلام به نیازمندان و مستضعفان جامعه دارد.
همچنین، دوری از متکبران و دنیادوستان، از دیگر صفات مؤمن راستین معرفی شده است که نشان از پرهیز از تعلقات دنیوی و خودبرتربینی دارد. در پایان، دو ویژگی مهم دیگر یعنی خوشخلقی با مردم و بذل کمک به دیگران و نیز بازداشتن شر خود از آنان، به عنوان نشانههای یک مؤمن کامل مطرح شده است.
این خطبه، که در نخستین روز دعوت پیامبر (ص) ایراد شده است، نشان از اهمیت فوقالعاده اخلاق و بذل و بخشش در اسلام دارد و از همان ابتدا، پیامبر (ص) این آموزههای ارزشمند را به عنوان اساس دعوت خود معرفی کردهاند.
بذل به اهل مسکنت، در این خطبه در کنار سایر صفات برجسته اخلاقی ذکر شده است و نشان از آن دارد که اسلام از همان ابتدا، به فکر محرومان و نیازمندان جامعه بوده است و مؤمنان را به یاری و دستگیری از آنان تشویق میکند. این خطبه، الگویی کامل برای مؤمنان در تمام اعصار است و نشان میدهد که بذل و بخشش، یکی از ارکان اصلی ایمان و دینداری است.
بخش نهم: جذب قبایل با بذل و بخشش؛ مصادیقی از سیره نبوی
🔹 بخشش به نمایندگان قبیله بنیثعلبهیکی از مصادیق بارز جذب افراد با بذل و بخشش، داستان نمایندگان قبیله بنیثعلبه است. یکی از افراد این قبیله نقل کرده است: «ما چهار نفر بودیم که پس از «جعرانه» در سال هشتم هجری به مدینه آمدیم و به نمایندگی از افراد قبیلهمان نزد حضرت رفتیم و گفتیم: همه افراد قبیله ما اقرار به اسلام دارند».
رسول خدا (ص) ما را به میهمانی دعوت کرد و مدتی در آنجا اقامت کردیم. سپس هنگام وداع و بازگشت، حضرت به بلال فرمود: «به اینان نیز مانند بقیه هدایا و جوایزی بده». بلال رفت و ظرفی آورد که در آن نقره بود و به ما داد و به هر نفر از ما پنج اوقبه داد. حضرت فرمود: «نزد ما درهم نیست» (۲۴).
این رفتار پیامبر (ص)، نشان از توجه ویژه ایشان به تازهمسلمانان و تشویق آنان با بخششهای مادی داشت تا ایمانشان تقویت شود و با قلبی گرم به سوی قبیله خود بازگردند و دیگران را نیز به اسلام دعوت کنند.
این روش، یکی از راهبردهای مؤثر پیامبر (ص) در گسترش اسلام بود که با کرامت و بزرگواری، دلهای مردم را تسخیر میکرد.
🔹 واگذاری سرزمین عقیق به بنیعقیل
چند نفر از قبیله بنیعقیل بن کعب به نامهای ربیع بن معاویه، مطرف بن عبدالله و انس بن قیس به حضور رسول خدا (ص) رفتند و مسلمان شدند.
رسول خدا (ص) وادی عتیق را که سرزمینی دارای نخلستان و چشمهسار بود، در اختیارشان گذاشت و با آنان قراردادی بدین مضمون نوشت: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ (ص) سَرْزَمِینَ عَقِیقٍ را فِی اخْتِیَارِ رَبِیعٍ وَ مُطَرِّفٍ وَ أَنَسٍ مِیگُذَارَدْ، وَ این فَرْمَانْ تَا هَنْگَامِی کَهْ اِیشَانْ نَمَازْ بِگُذَارَنْدْ وَ زَکَاتْ بِدَهَنْدْ وَ گُوشْ بِفَرْمَانْ وَ مُطِیعْ بَاشَنْدْ، مُعْتَبَرْ اَسْتْ» (۲۵).
این اقدام پیامبر (ص)، نشان از generosity و بخشش بینظیر ایشان دارد که نه تنها به افراد، بلکه به قبایل کامل، سرزمینهای حاصلخیز میبخشیدند تا آنان را به اسلام جذب کنند و در دل آنان محبت و وفاداری ایجاد نمایند. این روش، نشان از مدیریت هوشمندانه پیامبر (ص) در جذب قبایل مختلف و تثبیت حکومت اسلامی دارد.
🔹 توجه ویژه به گروه نجیب و نوجوان همراه
روایت شده است که گروهی از «نجیب» که سیزده مرد بودند، در سال نهم هجری به حضور رسول خدا (ص) آمدند. حضرت به گرمی آنان را به حضور پذیرفت و به بلال فرمود: «از ایشان به خوبی پذیرایی کن و به آنان بیشتر از دیگران هدیه ببخش».
سپس فرمود: «آیا کسی هم از شما باقی مانده است؟» گفتند: آری، نوجوانی که از همه ما کوچکتر بود کنار بارهایمان مانده است. حضرت فرمود: «او را هم پیش ما بفرستید».
آن نوجوان آمد و از رسول خدا (ص) خواست در حق وی دعا کند تا خدا بینیازی را در دلش قرار دهد و رسول گرامی اسلام هم دعا کرد و چنان شد که آن نوجوان میخواست، آنگاه به او نیز به همان اندازه که به دیگران داده بود، عطا کرد (۲۶).
این روایت، نشان از توجه ویژه پیامبر (ص) به همه افراد، حتی نوجوانان دارد و ایشان با بخشش و دعای خود، دل آنان را تسخیر میکردند. این رفتار، الگویی کامل برای مؤمنان است که در برخورد با دیگران، حتی افراد کمسنوسال، باید با کرامت و بزرگواری رفتار کنند و از بخشش و محبت دریغ نورزند.
🔹 به کارگیری عقل در مسیر بخشش
در کنار بذل و بخشش، به کارگیری عقل نیز نقش مهمی در تعدیل خواهشهای نفسانی و هدایت انسان به مسیر درست دارد. قرآن کریم در این باره میفرماید: «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنَى إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً» (۲۷)؛ «و به زنا نزدیک مشوید که آن همواره زشت و بد راهی است».
امام علی (ع) نیز در این باره فرموده است: «مَنْ عَقَلَ عَفَّ» (۲۸)؛ «کسی که عقل داشته باشد، پاکدامن میشود». این آیه و روایت، نشان از آن دارد که عقل، انسان را از گناهان و انحرافات بازمیدارد و او را به مسیر رشد و کمال هدایت میکند.
بذل و بخشش نیز باید همراه با عقل و تدبیر باشد تا به اسراف و تبذیر منجر نشود و در مسیر درست خود قرار گیرد. انسان برای زندگی سعادتمندانه، نیاز به فکری عفیف دارد که او را از گناهان دور نگه دارد و به سوی اعمال نیک و پسندیده سوق دهد.
تیجهگیری:
بررسی روایات و سیره عملی پیامبر اکرم (ص) در زمینه بذل و بخشش، نشان از جایگاه والا و بینظیر این صفت اخلاقی در اسلام دارد. بذل و بخشش، یکی از مصادیق بارز مکارم اخلاق است که پیامبر (ص) برای تکمیل آن مبعوث شدهاند و در سیره ایشان به اوج خود رسیده است.از سخاوت بینظیر در بخشش مالی و عفو دشمنان، تا جذب قبایل مختلف با «مؤلفة القلوب» و تشویق به بذل و پرهیز از بخل، همه و همه نشان از جامعیت و عمق این آموزه در مکتب انسانساز اسلام دارد.
پیامبر (ص) با بخششهای خالصانه و الهی خود، نه تنها دلهای مردم را تسخیر میکردند، بلکه با این روش هوشمندانه، زمینه را برای گسترش اسلام و تثبیت حکومت اسلامی فراهم مینمودند.
عفو عمومی مشرکان قریش در روز فتح مکه، بخشش قاتل عموی عزیز، و جذب قبایل مختلف با انفاق و بخشش، همگی نشان از عظمت روح و کرامت انسانی پیامبر (ص) دارد که در طول تاریخ بشریت بینظیر است.
روایات متعددی که در مذمت بخل و تشویق به بذل وارد شده است، نشان از اهمیت فوقالعاده این صفت در نظام اخلاقی اسلام دارد. از خسیسترین مردم در نگاه پیامبر (ص) تا تلههای شیطان در مسیر بخشش، و از دستهای سهگانه در نظام بخشش الهی تا حقایق ایمان، همه و همه مؤمنان را به بذل و بخشش دعوت میکنند و آنان را از بخل و خساست برحذر میدارند.
بخشش مازاد بر نیاز، کمک به اهل مسکنت، و بذل علم به شاگردان، از جمله مصادیق بارز این آموزههاست که در سیره نبوی به زیبایی تجلی یافته است.
این مقاله، با بررسی ابعاد مختلف بذل و بخشش در سیره نبوی، نشان داده است که این صفت اخلاقی، نه تنها یک فضیلت فردی، بلکه یک راهبرد اجتماعی و سیاسی برای جذب قلوب، ایجاد محبت و گسترش اسلام بوده است و الگویی کامل برای مؤمنان در تمام اعصار ارائه میدهد. تمسک به این سیره نورانی، میتواند جامعه بشری را از بحرانهای اخلاقی و معنوی نجات دهد و به سمت سعادت و رستگاری هدایت کند.
ارجاعات:
(۱) نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایة الارب فی فنون الادب، ج ۱۸، ص ۲۵۰(۲) نبهانی، یوسف بن اسماعیل، وسائل الوصول الی شمائل الرسول (ص)، ص ۱۹۷
(۳) قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۶۱
(۴) عبادی لحجی، عبدالله بن سعید، منتهی السؤل علی وسائل الوصول الی شمائل الرسول (ص)، ص ۶۵۶
(۵) قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۶۱
(۶) استرآبادی، احمد بن حسن، آثار احمدی، تاریخ زندگانی پیامبر اسلام و ائمه اطهار، ص ۱۷۲
(۷) قرآن کریم، سوره مائده، آیه ۱۳
(۷) میر شریفی، سید علی، پیام آوران رحمت، ص ۲۳۵
(۸) خرمشاهی، بهاء الدین، پیام پیامبر، ص ۶۳۵
(۹) قرآن کریم، سوره یوسف، آیه ۹۲
(۱۰) مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج ۲، ص ۲۹۵
(۱۱) طباطبایی، محمدحسین، سنن النبی، ج ۱، ص ۱۲۳
(۱۲) قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۲۹
(۱۳) واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج ۳، ص ۹۴۴
(۱۴) واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج ۳، ص ۹۴۴
(۱۵) ساعدی خراسانی، محمد باقر، ارشاد (ترجمه)، ص ۱۳۳
(۱۶) قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۲۹
(۱۷) مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج ۷۳، ص ۱۲
(۱۸) پاینده، ابوالقاسم، پیام رسول (ترجمهای دیگر از نهج الفصاحه)، ص ۱۱۸
(۱۹) پاینده، ابوالقاسم، پیام رسول (ترجمهای دیگر از نهج الفصاحه)، ص ۱۱۹
(۲۰) پاینده، ابوالقاسم، پیام رسول (ترجمهای دیگر از نهج الفصاحه)، ص ۵۴-۵۵
(۲۱) لسان الملک سپهر، محمد تقی، ناسخ التواریخ زندگانی پیامبر، ج ۴، ص ۲۱۲۱
(۲۲) خرمشاهی، بهاء الدین، پیام پیامبر (ترجمه فارسی)، ص ۶۳۵-۶۳۶
(23) پاینده، ابوالقاسم، پیام رسول (ترجمهای دیگر از نهج الفصاحه)، ص ۸۰۶
(۲۴) ابنکثیر، سیرة النبویه (تحقیق مصطفی عبدالوحید)، ج ۴، ص ۱۷۲
(۲۵) احمدنویری، نهایة الارب (ترجمه محمود دامغانی)، ج ۳، ص ۴۹
(۲۶) ابنکثیر، سیرة النبویه (تحقیق مصطفی عبدالوحید)، ج ۴، ص ۱۷۹
(۲۷) قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۳۲
(۲۸) نهجالبلاغه، حکمت ۳۴۷
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون